مرگ آرزوها
صبرکن هنوز نمرده ؛ تکون میخوره یصدایی مثل خس خس میده.
صبر کن بزار کمکش کنیم.
می گفت و می گفت.
دوستش دستش را گرفت و کشید.
میشناسمش ولش کن.
چند سالی هست همین گوشه دارد جان میکند.
.
.
وقتی رفتند اشکی از کنار جسد نیمه جانم پایین لغزید.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۸/۰۶/۱۷ ساعت توسط امیر
|