صبرکن هنوز نمرده ؛ تکون میخوره یصدایی مثل خس خس میده.

صبر کن بزار کمکش کنیم.

می گفت و می گفت.

دوستش دستش را گرفت و کشید.

میشناسمش ولش کن.

چند سالی هست همین گوشه دارد جان میکند.

.

.

وقتی رفتند اشکی از کنار جسد نیمه جانم پایین لغزید.