مادری نداشته رفت...
تنها ماندم.
تنها بودم و تنها تر شدم.
انگار بعد از او حالا دیگر دلسوز نمادین هم ندارم.
کسی که حرف هایم را بشنود.و ته ذهنش بگوید همه چی درست میشود.
همه میمیرند.اما بعضی ها قبل از مردن زندگی میکنند.او زندگی کرد اما زندگی را در من کشت.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۰/۰۴/۱۳ ساعت توسط امیر
|