پاییز ولیعصر
پاییز ولیعصر زیباترین پاییز ی است که دیده ام
دوست دارم زود زود پاییز گردد.تا رنگها زرد و نارنجی و خردلی گردد
درختهای ولیعصر برگهایشان کم کم بریزند.و من دوباره پلیور مشکی ام را بپوشم
یادم بیاید که چقدر دلم میخواست در سرما راه بروم و تو گرمم کنی.نوازشم کنی
امسال نشد سالروزش را جشن بگیرم.دیگر نیامدم ولیعصر.دیگر نرسیدم.فرصت نشد
مگر خاطره ای از تو بهتر و قوی تر وجود دارد.چرا وقت نکردم.راهم را بسوی ولیعصر کج میکنم.
.
.
.
به کافه دنج قرار میرسم.
از آن میان سعی میکنم تو را دید بزنم.
نه هستی و نه هستم. ای کاش زمان همان روزها منجمد میشد.
یک خوبی هم دارد.زمان تند تند بگذرد و یادم نیاید که نیستی...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۰۱ ساعت توسط امیر
|