حتی گربه کوچک توی خیابان که رها شده مرا به گریه می اندازد.
آخ چقدر تنهام.....
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۱/۰۹/۱۵ ساعت توسط امیر
|
مردی هستم که دیگر باور ندارم بتوانم از پیله خود بیرون بیام.اما از اینجا می نویسم. شاید برای آنکسی که می توانستم دوستش بدارم.(امروز میدانم آمده کسی که مدتها در انتظارش بودم آمد.)